بادنجان یا بادمجان
این واژه در همه ی فرهنگ لغات بادنجان ذکر شده از جمله در دهخدا البته در زبان عامیانه آنرا بادمجان هم می تلفظند شاید نوعی از فرایند واجی ابدال صورت گرفته مثل دنبه که تلفظ می شه دمبه
این واژه در همه ی فرهنگ لغات بادنجان ذکر شده از جمله در دهخدا البته در زبان عامیانه آنرا بادمجان هم می تلفظند شاید نوعی از فرایند واجی ابدال صورت گرفته مثل دنبه که تلفظ می شه دمبه
مواد لازم
گوشت گوسفند
سیب زمینی
بادنجان
پیاز
نمکُ فلفلُ زردچوبه
گوجه فرنگی
این غذا را مادر بزرگا اینطور می پختند
یک قابلمه متناسب انتخاب می کردن
ته اون یه ردیف سیب زمینی پوست کنده حلقه شده می گذاشتند بعد یک ردیف بادنجان حلقه شده وسپس پیاز حلقه شده و بعد تکه های گوشت وروی گوشت حلقه های گوجه همینطور ادامه میدادن تا قابلمه پر بشه . نمک و فلفل و زرد چوبه روی همه ی مواد می پاشیدن و یک لیوان آب روی مواد می ریختند و در ظرف را محکم می بستند و روی شعله ی کم کم قرار میدان تا به مرورُ طی ۴-۵ ساعت بپزه
بعضی وقتا که حوصله داشتن ُروی در قابلمه مقداری آتش یاخاکستر گرم می گذاشتن که کار فر را انجام می داد