دنياي گل: در منقبت امام رضا(ع)
دنياي گل: در منقبت امام رضا(ع)
چشمه روز، فروغ رخ زيباي گل است
ماه شب دانه تسبيح تمناي گل است
در حريم حرم سبز تو اي واژه نور
هرچه ديدم همه ياد آور سيماي گل است
دست من رفت بر آن طره ايوان بلند
ديده ام ماند بر آن شمسه كه بالاي گل است
سر نهادم چو كبوتر به بلنداي حريم
ديدم آهوي حرم غرق تماشاي گل است
مانده ام سخت كه فردا زچه رو دختر تاك
ديده اش بر كف مينويي ميناي گل است
يوسف خاطره اش برد دلم را دربست
دل من شيفته آن يدو بيضاي گل است
همچو مجنون ز بيابان طبس تا در توس
مي رود ليلي دل غرق تمناي گل است
در رواق حرمش جان من و باده عشق
و سپس بوسه زبالاي سر و پاي گل است
گل عزيز است مرا مي طلبد مي دانم
دل من زائر پيوسته دنياي گل است
استاد حمید محمدخانی -روحش شاد و یادش گرامی-
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۸/۱۳ ساعت 12:3 توسط شمسی محمد خانی
|