باران خاطرات

دنيا دوباره دور سرم چرخ مي خورد
يك آسمان ستاره دور سرم چرخ مي خورد
دريا ،تلاطم امواج،گرد باد
از هر كناره دور سرم چرخ مي خورد
شهر شلوغ با همه ابعاد خوب و بد
گويي هماره دور سرم چرخ مي خورد
تنها ،كنار پنجره،باران خاطرات
آن ماه پاره دور سرم چرخ مي خورد
كوي شهيد،كوچه شاهد،پل اميد
مسجد،مناره دور سرم چرخ مي خورد
عمري نفس نفس پي بيچارگي خويش
آن راه چاره دور سرم چرخ مي خورد
خواب و خيال تازه رهايم نمي كند
هر پنج قاره دور سرم چرخ مي خورد
هفتاد و هفت واژه داغ و دو چشم شور
آن شور باشراره دور سرم چرخ مي خورد
بخت پياده ام شده ضرب المثل ولي
امشب سواره دور سرم چرخ مي خورد
يك قلب تير خورده،يك واژگان سرخ
آن هفت كاره دور سرم چرخ مي خورد
تنها نهاد شاد غزل هاي من تويي
حتی گزاره دور سرم چرخ مي خورد
"توفان" تو را به باغ اساطير مي برد
تا آن هزاره دور سرم چرخ مي خورد

نوشته شده توسط: حميد محمدخاني
تاريخ ارسال : دوشنبه 5 مرداد 1383
http://www.avayearam.com/poem/Showpoet.asp?id=hamid_m_34@yahoo.com

مشاهده ديكر ارساليهاي حميد محمدخاني