يك جاي كار مي لنگد
دلم گرفته و يك جاي كار مي لنگد
به جاي ثانيه ساعت شمار مي لنگد
هزار بار نشستم كه بگذرم از خويش
ولي چه فايده اين چوب دار مي لنگد
گمان كنم غلط از سال پنج توماني است
كه چرخ زندگي از اين مدار مي لنگد
دوباره زورق چشم از كنار اشك گذشت
ز رعد و برق و تلاطم بهار مي لنگد
بيا به پاي چليپا تورا نگاه كنم
كه بي نگاه تو سنگ مزار مي لنگد
من از گزارش اين رهگذر هراسانم
كه از هراس گلوله شكار مي لنگد
به جاي هر نفس آه مي كشم، بسي شبها
قطار اشك من از اين قرار مي لنگد
هزار بار تو را آزموده ام شايد
زهاي و هوي تو هاي هزار مي لنگد
بيا كه ساز من امشب عجيب ناكوك است
ز زخمه هاي دلم پاي تار مي لنگد
تو را هميشه مثل خودم ساده مي نوشتم من
چقدر ساده ! كه يك جاي كار مي لنگد
28/4/83 رفسنجان حمید محمدخانی
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۳/۲۰ ساعت 14:13 توسط شمسی محمد خانی
|